در فراز گرفتن افسردگی سیاسی

 

جناب آقای همایون پاسخ شما به آقای مجید کفائی در پيوند با شاهزاده را خواندم من از آن دسته کسانی هستم که سد در سد با شاهزاده هماهنگ بوده، رهنمودهای ایشان را خردمندانه بر می شمارم و هماهنگ کارها میبینم. همچنين بسيار شادمانم که در آینده رهبری با چنین انديشه ی پیشرفته شهريار و نگاهبان ایران خواهد بود.

 

در باره ی گذشته و در زمان شاهنشاه آريامهر تا آنجايی که آگاهی دارم، کسی  کارهای نادرستی که دولت ها در پیش می گرفتند و يا می خواستند در پيش بگيرند را به شاهنشاه آریامهر گزارش نمی داد. همه بله قربان گو بودند و شاهنشاه آریامهر گزارش درست و راستینی از کشور دريافت نمی کرد و سر انجام آن نيز، روبرو شدن کشور با رویداد ناگوار سال 57 شد.

باور دارم اگر کس یا کسانی دشواری ها و درخواست های مردم را به آگاهی ايشان می رساندند، بی برو برگرد شاهنشاه با روحیه مهربانی که داشتنند کاری می کردند که کشور از دست نمی رفت.

 

این را می دانیم که بيشترين مردم با تکه تکه شدن کشور مخالف هستند. بنا براین نياز است که برخورد های درست و به هنگامی با این گروه ها بشود. گروه هايی که خود را زیر نام هویت خواه، هوا خواه فدرالیسم و یا دوستدار راه اندازی پارلمانهای استانی و محلی پنهان کرده اند وسرانجام به کار بستن انديشه های  آن تجزیه ایران را در پی خواهد داشت.

همه میدانیم دست های خارجی و درگاه داخلی، از آنان پشتيبانی مالی و سیاسی میکنند و شوربختانه بارها دیده شده است که مخالفین جمهوری اسلامی نيز به آنان پر و بال داده اند. بنا بر اين باز يادآور می شوم که اگر برخوردی که خواست همه ی مردم ایران است با آنها نشود ما سالیان سال دیگر گرفتارهمین جمهوری جنایت کار خواهیم بود.

 

شاهزاده همانگونه که همیشه گفته اند خواهان آنند که پس از رفتن این رژیم، نوع حکومت در محیطی آرام به رای تک تک مردم گذاشته شود و به باور من بيشتر مردم آن را پذیرفته اند. همچنين با اين که شما گوييد با بودن چنین گروه هایی اين کار شدنی نخواهد بود نيز همراهم، چرا که به باورمن، کشور به سوی هرج و مرج کشيده خواهد شد. بنا بر اين سرانجام باید تکلیف مردم ایران با آنها روشن شود و هر چه زودتر این کار انجام پذیرد به سود کشور و مردم خواهد بود.

 با پيش گرفتن چنين راه و روشی، شاید بتوان جان بسیاری از هم میهنان خود در شهرستانهای مرزی را نجات دهیم. چون هم اکنون رژیم  خون و جنایت مبارزین راستین را زیر نام  تجزیه طلب به دار می آویزد .

 

شاهزاده بر این باورند اگر مردم ایران رژیم پادشاهی را بپزیرند، ايشان در آینده نقشی مانند پادشاهی اسپانیا را برای خود می بینند و این نقش را از هم اکنون به کار می بندند. ولی به تازگی و در یکی از سخنرانیهايشان از نقش اقوام در آينده ايران سخن به ميان آوردند. فراموش نکنیم که ایشان، تنها و تنها اندیشه شخصی خود را در پيوند با نقش اقوام (از ديد من آنان، جدایی خواه)، در آینده ایران ابراز فرمودند که من گمان می کنم همین سخن ایشان، اندکی از نقشی که در آینده خواهان آن هستنند فراتر رفته و ما را دچار افسردگی سیاسی نموده است.

 

با آگاهی از اين که ایشان همچنان در دنباله ی گفتارشان فرمودند این امریست که مردم و در آینده برای کشور روشن خواهند کرد واین تنها ديدگاه ایشان می باشد.

بنا بر اين، مخالفین جمهوری اسلامی بايد هر چه زودتر تکلیف خود را با گروه هایی که از خارج پشتیبانی میشوند و خواهان تکه تکه ایرانند را با آن دسته که چنين نيستند و تنها  درخواست های بجا و درست وخرمندانه ای دارند را روشن کند. اميد که گروه های مخالف رژم هر چه زودتر با ديگر گروه های ميهن پرست برای براندازی رژیم دست در دست يکديگر نهند و هم دل و هم آوا بنيان اين رژم را براندازند.

 

با احترام

مرداویج زیاری

لندن دوشنبه 11 آذر 2567 (1387 خورشیدی) 2 دسامبر 2008 ترسایی

جمعیت خرد پیشه گان ریشه ای ایران

 

 

 

جناب آقای مجید کفائی با درود و احترام:                                                                       

 

در اینکه نوشته اید فرمایشات شاهزاده با حسن نیت ایراد شده شکی نیست ولی  هرگفته ای که با حسن نیت بیان شود الزاما درست و قابل قبول نمیباشد.

                                                     

ضمن احترام بسیاری که برای شاهزاده رضا پهلوی قائل هستیم به عنوان دوستان واقعی ایشان و مهمتر از آن به عنوان سازمانی که درراه استقرار حاکمیت ملیّ در ایران تلاش میکند لازم میدانیم  نکات زیر را به نوشته درست و پرمعنای شما اضافه کنیم.                                                

 

ایران دچار یک فاجعه ملیّ است ونیاز به یک راه حل ملیّ بر پایه آرمانهای ملیّ دارد. صرفنظر از طرفداران رژیم جمهوری اسلامی؛ تجزیه طلبان؛ قدرت طلبان، فرصت طلبان؛ هرج و مرج طلبان و کسانی که برای آینده نه چندان روشن کشورمان اهمیتی قائل نیستند بقیه مردم ایران که اکثریت قریب به اتفاق ملت ما را تشکیل میدهند خواهان سکولاریسم و تمامیت ارضی ایران بوده یک آرمان ملیّ و نهائی دارند که عبارتست از "استقرار حاکمیت ملیّ در ایران"                       

از آنجا که "استقرار حاکمیت ملیّ "  تنها از طریق یک رفراندوم آزادانه؛ آگاهانه و معتبر برای تعیین نوع حکومت آینده کشور و یک انتخابات آزادانه؛ آگاهانه و معتبر برای انتخاب نمایندگان ملت ایران جهت تشکیل دولت و پارلمان ملیّ ممکن است؛ از آنجا که چنین رفراندوم و انتخاباتی نیاز به محیطی امن و مناسب برای مبارزات سیاسی و انتخاباتی و انجام صحیح رفراندوم و انتخابات مورد نظر دارد و نهایتا از آنجا که تا زمانی که از جمهوی اسلامی خلع ید نشود ایجاد چنین محیط امن و مناسبی ممکن نیست باید بپذیریم که ضمن اعتقاد همه ایراندوستان به سکولاریسم و تمامیت ارضی کشورآرمانهای ملت ایران در مبارزات جاری عبارتند از:                           

1- حذف کامل جمهوری اسلامی درتمامیت آن به هر نحوی که امکانات اپوزیسیون؛ اوضاع  ملیّ و اوضاع بین الملل اجازه دهد.

2- ایجاد محیطی امن و مناسب برای انجام  یک رفراندم و انتخابات آزادانه؛ آگاهانه و معتبر.

3- انجام یک رفراندوم آزادانه؛ آگاهانه و معتبرجهت تعیین شکل حکومت آینده ایران وانجام یک انتخابات آزادانه؛ آگاهانه و معتبر برای تعیین اولینّ دولت و پارلمان قانونی. 

            

لازمه آغاز مبارزات واقعی و جدی برای حصول آرمان های ملیّ و اولین قدمی که الزاما باید در این راه برداشته شود اینست که افراد؛ گروه ها و سازمانهای ملیّ؛ اهداف فردی؛ گروهی؛ سازمانی و بخصوص اهداف ایدئولوژیک خود را تا پس از حذف رژیم جمهوری اسلامی و ایجاد محیطی امن و مناسب برای مبارزات سیاسی و انتخاباتی معوق نموده آرامانهای ملی؛ را به عنوان تنها اهداف مبارزاتی بپذیرند.

                                                                                      

 هم اندیشی اپوزیسیون ها که شاهزاده رضا پهلوی به آن اشاره میکنند تنها از راه توافق بر سر اهداف ملیّ  و معوق ساختن اهداف شخصی؛ گروهی؛ سازمانی و ایدئولوژیک ممکن است. توافق بر سر آرمانهای ملی؛ پیگیری این آرمانها و معوق نمودن سایراهداف در حال حاضر به هیچ عنوان بمنزله این نیست که مانند سال 1357 بگوئیم رژیم برود بعد هرچه میخواهد بشود بلکه دقیقا نیازی است که میتواند اپوزیسیون را منسجم کرده مبنائی برای آغاز مبارزات واقعی و عملی باشد. برعکس معوق ننمودن اهداف شخصی؛ گروهی؛ سازمانی و ایدئولوژیک  و از آن بسیار مهم ترعنوان نمودن مسئله بسیار بحث انگیز حکومت فدرالیسم و ایجاد پارلمانهای استانی و محلی که با توجه به بافت جغرافیائی؛ اجتماعی و پیشینه های تاریخی زمینه و مقدمه ایست برای از هم پاشیدن و تجزیه کشور گرچه ممکن است گروههای خاصی را که دارای هدفهای مشخصی هستند خشنود نماید و لی بقیه ملت ایران را خشم گین و نگران خواهد کرد و و بیش از پیش باعث تفرفه مبارزن شده انسجام آنان  و حصول اهداف ملی  را به تعویق خواهد انداخت.

                           

تعجب در اینجاست که مشهورترین و موثرترین شخصیت مبارزاتی یعنی شاهزاده رضا پهلوی که خود بارها تاکید نموده اند که تعیین نوع حکومت آینده ایران حق مردم ایران است و باید از طریق یک رفراندوم مشخص شود و بارها یاد آور شده اند که پافشاری اشخاص؛ گروهها و سازمانها برای نوع حکومت مورد نظرشان در این زمان مخرب و باعث ایجاد تفرقه بیشتر است خود ناگهان نوعی از حکومت را تجویز و برلزوم آن پافشاری میکنند که اتفاقا بسیار بحث انگیز بوده برای اکثریت مردم ایران غیر قابل قبول است.

                                                                

به نظر ما در سازمان آزادگان اپوزیسیونهای متفرق نه تنها باید اهداف خود و از جمله تلاش برای نوع خاصی از حکومت مخصوصا حکومت فدرالیسم را تا زمان مناسب معوق نمایند بلکه باید برسراهداف ملیّ به توافق رسیده  و بر مبنای این اهداف یک ارگان رهبری ملیّ مبارزاتی ایجاد نمایند که بتواند ابزار و وسائل مورد نیازمبارزات ملیّ  را با پشتیبانی مردم ایران فراهم نماید؛ مبارزات و مبارزان را سازمان دهی کند؛ طرح های عملی لازم را تهیه نماید؛ در افکار عمومی مردم ایران و بویژه افکار عمومی جهانیان تاثیرروانی لازم را ایجاد کند به نحوی که مردم ایران و جوامع بین الملل آن را  قبول و حمایت نمایند و بالاخره مبارزات را با درایت و قدرت تا استقرار حاکمیت ملیّ در کشورمان هدایت کند. باید در نظر داشته باشیم که مسئولیت این رهبری مبارزات در آن زمان خاتمه خواهد یافت و رهبر و سایر اعضاء این ارگان الزاما اشخاصی نخواهند بود که در حکومت آینده کشور مسئولیت؛  دخالت و یا نقشی داشته باشند.

                   

در پایان لازم است یادآور شویم که این اظهار نظر به هیچ وجه نباید به عنوان مقابله یا مخالفت  با شاهزاده رضا پهلوی تلقی شود. امیدواریم این نظریات به عنوان پیشنهادات دوستان واقعی شاهزاده رضا پهلوی و مهمتر از آن دوستداران پیروزی ملت ایران در استقرار حاکمیت ملی مورد توجه شاهزاده قرار گرفته و کسانی را که تصور میکنند با قبول بدون چون و چرای همه فرمایشات شاهزاده و  قائل نشدن هیچ حق اظهار نظری برای خود و دیگران در مقابل گفته های ایشان دوست دار واقعی شاهزاده هستند را به تفکر وادار کند.                                             

 

                                             

ستاد آزادگان سی ام نوامبر 2008                                          

                                          

 

========= 

 

ستاد آزادگان

از آن ستاد سپاسگزارم که متن مصاحبۀ آقای دکتر اسد همایون را برایم ارسال داشته و نظر خواهی هم فرموده بودید. من  با علاقه به گفتگوی ایشان با  آقای میبدی گوش دادم. لطفا آنچه را که در زیر نوشته ام به ایشان برسانید. سپاسگزارم. 

 

آقای دکتر اسد همایون

 

اگر اشتباه نکنم شما in the good old days از همکاران من در وزارت امور خارجه ایران بودید و همین، عذر موّجهی است تا نظر خودم را در بارۀ بعضی از مطالب بیان شده در مصاحبۀ شما، با شما در میان بگذارم.

به گفتگوی شما با آقای میبدی به دقت گوش کردم . اما در مورد فرمایشات شاهزاده:

ایشان بیگمان مردی آزاد منش است با خلق و خویی سلیم. در امریکا درس خوانده اند و متجاوز از چند دهه است که در ایالات متحده زندگی می کنند.  بیگمان آزادی حاکم برآن سرزمین  و بطور کلی  محیط امریکا در ایشان اثر گذاشته و این فی نفسه خوب است ولی اگر ایشان بخواهند سیستم فدرالیسم امریکا را در ایران پیاده کنند بنظر من این کار تیشه به ریشه زدن یکپارچگی و استقلال ایران است.

 

 افزون بر این باید بگویم که قیاس محیط و مردم امریکا با محیط ومردم ایران قیاسی مع الفارق است. چرا؟ برای اینکه  در امریکا کسی به امام زمان عقیده ندارد.کسی قمه به سر و زنجیر به تن خود  نمیزند.

 در امریکا رژیم سلطنت سه هزار سال سابقه ندارد در امریکا رئیس جمهورش ننشسته که امام زمان بیاید و کار ها را رو براه کند در امریکا رئیس جمهورش به روشنفکران مملکت نمیگوید که هرکس به امام زمان عقیده نداشته باشد به اندازۀ بُزغاله فهم و شعور ندارد. در امریکا رئیس جمهورش هنگام نطق کردن در سازمان ملل هاله ای از نور به دور سر خودندارد ووووووو.......

 

توده های عظیم و بیسواد مردم ایران، که متأسفانه اکثریت را تشکیل میدهند، میدانند شاه کیست ولی نمیدانند فدرالیسم خوردنی است و یا پوشیدنی.

 

با توجه به حقایق بالا،  که من فقط اشارۀ مختصری به آن ها نمودم،  چنین بنظر میرسد که فرمایشات شاهزاده که با حسن نیت ایراد شده در حکم فرمایشات میرزا جعفر خانی می ماند که از فرنگ برگشته و به همین دلیل تاکنون بجائی نرسیده اند و گرفتاری ایشان را هم من اخیرا  طی شعری کوتاه  بخودشان چنین خاطرنشان ساختم:

 

درود بر شاهزاده

 

رضا پهلوی بر تو از من درود

بگویم تورا یک سُخن رهنمود

زنی همچو بُلبُل تو چَه چَه مُدام

ولی چه چه ات کارِ شیر کی  نمود؟

                *

بگفتی سخن های نیکو بسی

در ایران هنوز نیست فریادرسی

یکی شیر باید بمیدان ِ رزم

نه ُبلبُل، که چه چه  زَنَد هر کسی

                *

گرفتاری ی  تو خردمندی است

خردمندی ی تو بدان بندی است

ُگسسته همه بند هارا حریف

به حرف دلخوشیم ما، نگر! چندی است

                *

به باغ ارکه بودیم باکی نبود

اگر خواند بلبل یکی خوش سرود

به زندانیم اما به کوروش دیار

یکی شیر باید که در ها گشود

                *

گرفتار دیو ایم در ایران زمین

که تازی پرست است و خونریز یقین

نترسد چنین دیو از بلبلی

یکی شرزه شیر آرَدَش زیر همین!

 

مجید کفایی

 

اول آذر ماه 2567

21 نوامبر 2008 

 

کوتاه سخن آنکه من با برداشت و بینش و گزینش و تجزیه و تحلیل شما موافقم و بضرس قاطع میگویم که ایران امریکا نیست که بخواهیم ، در شرایط زمانی فعلی،  الگوی دمکراسی امریکا را در مُلک ِ جَم پیاده کنیم.

 

متأسفانه بعلت پارازیت های زیادی که هنگام پخش صدای شما موجود بود  حرف های شما خوب مسموع نبود و من نتوانستم همۀ آنچه را که گفتید بدرستی دریابم. اگر میتوانید لطفا نوار صوتی را اصلاح بفرمائید و از نو برای علاقمندان بفرستید.

با سپاس و آرزوهای نیک

  

مونترال

هشتم آذر ماه 2567